تبليغاتX
عشق

عشق

همه می گویند نام قلب دل است ولی درمن چنین نیست،نام قلب من نام توست...

سلام دوستاي عزيزم.خوبين؟

اول از همه بايد از همتون عذر خواهي كنم كه يه مدت

نبودم .خيلي درگير بودم وقت نمي كردم سر بزنم بهتون

اميدوارم منو ببخشين.

شيشه مي شكند و زندگي مي گذرد.....

نوروز مي آيد تا به ما بگويد تنها محبت ماندني است....

پس دوستتون دارم چه شيشه باشم چه اسير سرنوشت!

بياييد دلهايمان را چون كاشانه مان خانه تكاني كنيم

و گرد و غبار كدورت را از آنها بزداييم.

بياييد پنجره نگاهمان را به سوي ديگران پاك و شفاف

و آيينه دلهايمان را از هر چه كينه و سياهي ست

پاك كنيم....

بياييد امروز را در كنار هم با محبت و دوستي سپري

كنيم و عداوت و دشمني را از قلبهايمان برانيم

شايد فردايي براي مهرورزي نداشته باشيم....!

بيا تا در اين سال نو سراغي از مهرباني بگيريم

و با سبدي پر از مهر به استقبال بهار برويم.

بيا تا به يمن قدوم بهار كوچه دل را آبپاشي

كنيم و در مزرعه سبز زندگي محبت بكاريم

و عشق درو كنيم.

بيا تا فاصله ها را به هم بدوزيم و شادي را از

صندوقچه دلهايمان به پرواز در آوريم و لبخند را

مهمان لبهايمان كنيم......

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/23ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

 

ثانیه ای با تو بودن را با دنیایی عوض نخواهم کرد.

تو که طنین صدایت همانند نجوای آرام نسیم با گلهای

بهاریست و برق نگاهت چون پرتو خورشید تابان.

تو که برای زرورق شکسته وجودم همچو ساحل

آرامش می مانی و برای تنهایی هایم تنها همدم و مونس.

اشکهایت زلال تر از باران و دستهایت پرمهرتر از

خورشید است .هیچ مهری به پای مهر تو نمی رسد

عزیزترینم

 

باور دارم که ستاره ها همانند من هر شب خواب

تو را می بینند و شک ندارم که عطر شکوفه های

سیب به خوشبویی دیدار توست.

ایمان دارم که لبخند تو همانند تازگی بهار تیرگی

خطاهایم را به دستان زمستان می سپارد و می دانم

که راز دیدار تو گذشتن از شب است و مست شدن از

عطر شکوفه های سیب......

 

سالهاست که از این کوچه صدای پای رهگذری

نمی آید.گویی کوچه دلم متروکه گشته است.

ای کاش بیایی ای تنها رهگذر این کوچه

سوت و کور و تاریک.ای کاش بیایی و سکوت

ناخواسته دلم را بشکنی که صدای قدمهایت

زیباترین صدایی خواهد بود که تابه حال شنیده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/22ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

زلالی نگاهت را در هیچ آبی ندیدم و پاکی لبخندت را در هیچ

آیینه ای نیافتم.وقتی به تو می اندیشم چنان غرق در یادت

می شوم که گویی پرنده ای در دل آسمان گم شده است.

آغوش گرمت را با تمام دنیا عوض نخواهم کرد و تا هستم

دوستت دارم

 

تو نیستی اما من به امید آمدنت آرزوهای گم شده ام را

به نسیم می سپارم و یاد تو را در ذهنم به پرواز در می آورم

تا شاید تو در زیر باران نگاه عاشقم هویدا شوی و من با پاییز

غم انگیز زندگی ام وداع کنم....

دلتنگی هایم تمامی ندارند و من خسته ام

خسته از واژه های تکراری و لحظه های

تکراری و سکوت و انتظاری که در زندگی ام

حکمفرما شده است.

آمدنت برایم تولدی دوباره است.

نگاه زیبایت را مهمان دلم کن تا

چون گذشته عاشق سادگی هایت بمانم....

+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/26ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

آنقدر تو را ساده یافتم و آنقدر ساده عاشقت شدم

که هرگز گمان نمی کردم که اگر روزی تو را نبینم

همچون پرنده ای در قفس خود را به در و دیوار این

دنیا بکوبم تا شاید روزنه ای به سوی تو بیابم.

سایه ای برای این دل خسته و مرهمی برای

این پر و بال شکسته باش!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

دل آبی ات را با دریا گره زدی و سردی زمستان

را با حضورت گرما بخشیدی.من با تو شکوفا شدم

تو مرا با غربت چشمانت آشنا کردی و با من حدیث

عشق گفتی.زندگی را به شوق بودن در کنار تو

سپری می کنم و می دانم در دل دریایی ات رحمت

بیکران خداوند جاریست.....

ای بهترینم...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من از نهایت دلتنگی و از حصار فاصله ها به تو

سلام می کنم.عطر تو در باغچه دلم پیچیده است.

رقص نگاه پر از تمنایم را که در آرزوی دیدارت

بی تابند می بینی؟

نگذار شاخ و برگ دلم در حسرت دیدارت بسوزد

و آرزوهایم به تلی از خاکستر تبدیل شود.

مرا بازیچه دست بادهای سرگردان مکن

و درونم را از مهربانی سرشار کن...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/09ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

مگو آسمان با من مهربان نیست

مگو حرفهایم را نمی فهمی

مگو جنس دردهایمان با هم فرق دارد

مگو فاصله میانمان حرف اول را می زند

من هنوز هم از نگاه تو مهربانی را می خوانم

تو زاده شب نیستی بلکه از جنس آفتابی

ابرهای تیره را کنار بزن

برای عاشق شدن هرگز دیر نیست....

 

شبهایی که سکوتش پر از ترانه می شود و آسمانش

ستاره باران.دفتر مشق تو را ورق می زنم....

هر واژه پر از عطر مهربانی ست....

اشکهایم سرزمین واژه های تو را آبیاری می کند....

تا بهار باز هم دفتر عشق تو را سبز کند....

و تو دوباره عاشق تر از همیشه عشق را تفسیر کنی....

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/01ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

زیباترین واژه ها را تقدیم تو می کنم

خوشبوترین گلهای دنیا را برای تو می چینم

و کوچه را سرشار از عطر وجودت می کنم

تمام صفحه های دفتر زندگی ام را با نام تو آذین می بندم

و به تمام دنیا می گویم که می خواهم نام تو را فریاد بزنم

ای بهترینم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آسمان گوشه ای از نگاه توست

خورشید ذره ای از گرمای مهربانی توست

زیر سایه پر مهرت ای تکیه گاه همیشگی ام

تمام غمهایم را به فراموشی سپردم

و با تو به اوج خوشبختی رسیدم

ای کاش همیشه در کنارم بمانی

که زیباترین لحظه ها را با تو تجربه کرده ام....

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

وقتی از تو می نویسم ورق سرمست از شادی می گردد

و قلم به رقص در می آید

نمی دانم چه رازی در نامت نهفته است که هر گاه

از تو می نویسم تمام وجودم به وجد می آید

اما قلم نیز همچون قلبم می لرزد و اشک می ریزد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/12ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

امشب که مهتاب عاشقانه می خندد

می خواهم به تمام دنیا سلام کنم.

می خواهم به گلهای یاس و شب بوهای عاشق

و تمام گلهای نرگس و محمدی سلام کنم.

می خواهم امشب صادقانه با آسمان درد دل کنم

و به ساحل آرامش برسم و لبخند تو را بر روی لبهایمان

نقاشی کنم.حکایت من و تو قصه ایی شنیدنی است.

ای همیشه با من غزلهایم را برایت زمزمه می کنم

تا تو زلالی و پاکی باران را در وجودم ببینی....

شب بود و ماه پنهان شده بود پشت یک ابر سیاه.

سایه ها در دل شب گم شده بودند

و من از تاریکی شب می ترسیدم.

عطر شب بوها در کوچه ما پر شده بود.

با خودم گفتم فصل عاشق شدن است.

عشق در کمتر از یک قدمی ماست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/04ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

از کدامین عشق می توانم حذر کنم؟

از تو که تمام منی یا از خودم که ناتمام توام؟

از تو که دلپذیر منی یا از خودم که ناگزیر توام؟

بگو چگونه می توانم از تو حذر کنم وقتی تو مرا مثل آسمان در برگرفته ای؟

ای بهترینم.....

پس بگذار تا همیشه در کنار تو بمانم که دلنوازترین هوای بودنی....

 

تبسم زیبای تو مرا از زمین به عرش می برد و

لبخند را مهمان همیشگی لبهایم می کند.

نگاه زیبای تو غصه ها را از وجودم می زداید و

آرامش را برای دل خسته ام به ارمغان می آورد.

حضور تو در زندگی ام ای غنچه تازه شکفته ام

گرمابخش لحظات سرد و بی روحم گشته است.

تا همیشه برایم بمان.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/29ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست

پس ساده می گویم تا ابد دوستت دارم

 

اگه کسی دوستت داشت لازم نیست بهت بگه دوستت دارم

اون با گفتن جمله ی مواظب خودت باش

ثابت می کنه که دوستت داره......

مواظب خودت باش

 

دوستت دارم عزیزم خیلی خیلی خیلی....

خیلی ها میگن اگه به معشوقت زیاد بگی دوستت دارم

تو رو از یاد میبره و به دیگری عشق می ورزه.....

ولی من به تو اطمینان دارم.....پس دوستت دارم.....

 

همان طور که شاپرک ها نمی توانند دشت آبی آسمان را

از یاد ببرند...من هم چشمان زیبایت را نمی توانم فراموش کنم...

تصویر زیبایت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جای دارد...

ای کاش بدانی قصر آرزوهایم را در ساحل چشمانت ساخته ام

تا قلب مهربانت مداوایی باشد برای عشق پاک و مقدسم.....

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/20ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسی ست که بخشیده می شود

عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/06/18ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

تمام لحظه های دنیا واسه زمانیه که اصلا انتظارشو نداری

و هیچ لذتی بالاتر از دوست داشتن نیست....

پس حالا که انتظارشو نداری دوستت دارم

 

 

اگه چشمات پرسید.....بگو ندیدمش.....

اگه گوش هات پرسید.....بگو نشنیدمش.....

اگه دستت لرزید......به خودت دروغ نگو

دوستش داری......

 

 

قلبم برای دوست داشتن تو....

لبام برای بوسیدن تو....

چشمام برای دیدن تو.....

و دستام برای نگه داشتن تو به وجود اومدن....

چون من فقط به خاطر تو ساخته شدم....!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/17ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

 گلی از گلهای بهشتی

و فرشته ای از فرشتگان آسمانی.......

تا زمانی که دنیا دنیاست و خورشید هر سپیده دم طلوع می کند

به یادت خواهم بود و قلبم جایگاه توست

و وجودم در نفسهای پاک و زلال تو خلاصه می شود....

 

 

نمی دانم چرا وقتی نام زیبای تو را از زبان پرستوهای عاشق می شنوم

حسی غریب وجود سرکشم را آرام می کند.

قلبم مهر سکوت را می شکند....

اشکها و مژگانم جاده آمدنت را آب و جارو می کند ....

واحساسم بر روی گونه هایم خودنمایی می کند.

ای کاش بیایی و این حس غریب را معنا بخشی...

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

بگذار از زیباترین کلمات برایت ترانه ای بسرایم و در شب های

تنهایی ام برایت زمزمه کنم......

بگذار پاکی را از نگاه پاک و معصومت به ودیعه بگیرم

و پاک ترین زمزمه های دل را به گوش ات برسانم.......

بگذار دلم در هوای تو بال و پر بزند و آسمانی بودن را

تجربه کند.........بگذار........

 

من به سوی تو می آیم آهسته و آرام....

از من مپرس که از کجا می آیم....

من از سرزمینی دور اما سرشار از مهربانی می آیم.....

من هم آواز با پرندگان و هم صدا با بهار همراه با وزش

نسیم صبحگاه می آیم......

من با کوله باری از عشق می آیم......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/06/07ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط غزاله  | 

سلام دوستاي گلم.يه مدت نبودم دلم براتون تنگ شده بود

اما دسته پر اومدم.اميدوارم خوشتون بياد

 

چه بي هياهوست اين خلوت نهانم

شعله ايي بيافروز

تا در تنگناهاي تاريك شب هاي بي ستاره

تو را به تصوير در آورم

غزل هايم براي توست.....

چرا كه تو قلب زنده غزل هاي مني......

و من شكسته بالترين عاشق چند بيت آخرم....

 

بوسه ي عشق بر لبهاي ترت خواهم زد

تيري از جنس وفا بر جگرت خواهم زد

ترك اين مست مكن تا نشوم پست زمان

گر نخواهي تو مرا باز درت خواهم زد.....

 

كاش ميشد عشق را تفسير كرد

خوابه چشمان تو را تعبير كرد

كاش ميشد همچون گلها ساده بود

سادگي را با تو عاملگير كرد

كاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير كرد.......

كاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تكثير كرد....

 

فقط نظر يادتون نره ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/25ساعت 3:33 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’......
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’......
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

 

_______________%%

_______________%%
______________%%%
_____________%%%%%
____________%%%%%%
_____________%%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%
_____________%%%__%%
_____________%%%__%__%
_____________%%%___%__%
_____________%%%___%___%
_____________%%%___%___%
_______%%____%%%__%____%
______%__%__%%%%%%____%%
______%___%%_____%____%%
_______%____%%%%%____%%
________%___________%%
_________%_________%%
_________%%_ عشق _%%
________%%_________%%%
_______%%__مننننن___%%%
______%%______________%%
_____%%________________%%
_____%%_________________%%
_____%%%________________%%
______%%_______________%%%
_______%%%____________%%%
_________%%%%________%%%
___________%%%%%%%%%

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

تو که ميدوني عشق مني دوست دارم

واسه چي پس تو ميگي ميخوام برم ديگه دوست ندارم

يادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو ميخواي بري منو نميخواي دلبر من

ميدوني من بي کسم تو بودي همه کسم

زنديگم تو بوديو حالا من خارو خسم

چرا تو لج ميکني

ابروهاتو کج ميکني

زندگيم تموم شدش براي تو

عمر من حروم شدش به پاي تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتيش بزنم بيام بگم دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد 

   فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو

  فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد

  و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت

  و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته

 هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته

 

 زیـــــــــبایــــــم

 هنوز نتوانسته ام درد عمیق

 نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم

 

عشــــــــــــــــــــــق من    

هنوز صـــــدای زیبای مستیت

و هنوز گم شدن در قطره قطره ی

 بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده

و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم

هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت

عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته   

 

پرنده را که ازاد کنی

روزی برمــــــــــی گردد

و مــــــــــــــن خاکـــــــی

از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی

زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم

روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم

و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود

بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم

مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی

مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای پســــــــرک

چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگـــــــــــــــــی دارد!!!!!!!

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم  مـــــــــــــــنــــــــــــــــــــتـظـــــــــــــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــاش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

عشق یعنی راه رفتن زیر باران

                               عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

                             عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

                             عشق یعنی چشم را به در دوختن

 عشق یعنی جان می دهم در راه تو

                            عشق یعنی دستانه من دستانه تو

عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو

                            عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

                            عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظو انبصاط

                            عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

                           عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

                           عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:24 قبل از ظهر  توسط غزاله  | 

فکرو زکرم تو بودی او روزا یادته

                                    اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته

رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم

                                    سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من

وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور

                                             دلو سپردم من به تو غصه نخور

گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات

                                        تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد

میگفتی من برمیگردم خیلی زود

                                       دلو جونم همشون فدای یه تاره موت

ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام

                                        آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام

یه نامه همش دادی همون شده آب غذام

                                       نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام

من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو

                                      فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو

آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن

                                     دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن

شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه

                                     می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه

شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد

                                فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد

اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟

                                   این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟

خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات

                                    دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات

وای الان صبح میشه هو هنوز که من نخوابیدم

                                   یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم

دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم

                                 دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم  

تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو

                                          زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/25ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط غزاله  |